تبليغاتX
چراغ هاي خاموش

م-ت :بعد از ظهر بود و گرم . شرجی هوا در سالن  کوچک ادوار تحکیم  وحدت توی صورت آدم می زد . آن همه کسانی که آمده بودند ، نشسته و ایستاده و  عرق ریزان در یک عصر تابستانی تهران ، می خواستند از کسی سخن بگویند که برای آزادی به پشت میله ها افتاده است . علی اکبر موسوی خویینی .

سالن تحکیم با تمام کوچکی اش ، خیلی ها را دور هم جمع کرده بود  . از منتهی الیه چپ تا میانه های راست . فریبرز رییس دانا و مصطفی تاج زاده ، سعید حجاریان و بابک احمدی  ، الهه کولایی و سیمیمن بهبهانی . هاشم آغاجری وتقی رحمانی هم بودند .وزنه چپ ها سنگین تر بود . ولی نوبت سخن به همه رسید . جلسه 4 ساعت به طول کشید . آن قدر که محسن کدیور به عنوان آخرین سخنران به شوخی و طعن گفت : من در وقت اضافه سخن می گویم .

پیش ا ز او خیلی های دیگر سخن گفتند . فریبرز رییس دانا از کسانی گفت که در این نیم قرن اخیر به اتهامی واحد زندان را تجربه کرده اند . او با آن چهره همیشه برافروخته اش ، نام مصدق و فاطمی را در کنار تقی ارانی و خسرو گلسرخی آورد و از آنها به نام قربانیان آزادی یاد کرد .

بعد نوبت به عبدالفتاح سلطانی رسید . وکیلی که اسفند ماه پس از گذران   حبس از زندان آزاد شده است . سلطانی از نقض قوانین در زندان گفت . این که کوچکترین حقوق شهروندی در زندان های جمهوری اسلامی رعایت نمی شود و همه بخشنامه های صادر شده برای رعایت حقوق زندانی صوری و فرمایشی است . سلطانی از مقام های قضایی پرسید که چرا علیرغم تاکید های قانونی ، اجازه داشتن وکیل به موسوی خویینی داده نشده است و او از این ابتدایی ترین حقوق یک زندانی محروم است .

پرسش های سلطانی را سخنران بعدی یعنی تقی رحمانی با روایت زندان های دهه 60 پی گرفت . رحمانی دو نکته برای گفتن داشت و یک پرسش . او که زندان را در سه دهه پیاپی تجربه کرده است ، از اعدام ها و شکنجه های دهه 60 گفت و گفت: من خیلی خوش شانس بودم که پوستم را کندند نه سرم را .

رحمانی خطاب به جوان تر های جمع هم گفت شتر زندان در خانه همه می خوابد . ولی برای انفرادی کشیدن و تحمل شکنجه اعتقاد لازم است . ایمان به آرمانی که محافظ آدمی در سختی های  زندان باشد .

رحمانی سپس سوالش را طرح کرد . این که چرا دعوای 100 ساله میان نیروهای دموکراسی خواه ، همیشه به نفع نیروهای قبل از دموکراسی تمام شده است . او از روشنفکران خواست به جای به کار بردن کلمات تابناک به این سوال پاسخ دهند که چگونه می شود کاری کرد تا از این پس در دعوای نیروهای مدرن و دموکراسی طلب ، نتیجه  به نفع نیروهای مرتجع تمام نشود .

رحمانی گفت اگر مدل تحققی برای رسیدن به دموکراسی پیدا نشود و دعوای  دموکراسی  در سطح نخبگان ادامه یابد ، همه شعارهایی که داده می شود کشک است ، زیرا مستبدان با شعار ازادی خواه نمی شوند .

او پایان سخنش را هم به حکایت تلاش های موسوی خویینی در دوران نمایندگی برای یافتن بازداشت گاه های مخفی و رسیدگی به احوال زندانیان سیاسی خصوصا زندانیان شهرستانی اختصاص داد و تلاش او به عنوان نماینده در طول تاریخ مجالس ایران کم نظیر خواند

دکتر ملکی اما هم از آغاز که پشت تریبون قرار گرفت به گلایه از فعالان جبهه دموکراسی و حقوق بشر پرداخت و پرسید که چرا در 22 خرداد و در تجمع مسالمت آمیز زنان هیچ کدام از افراد جبهه دموکراسی خواهی حضور نداشته اند تا جلوی بازداشت موسوی خویینی را بگیرند .

ملکی خطاب به تشکیل دهندگان جبهه دموکراسی و حقوق بشر گفت با نشستن و حرف زندن چیزی عوض نمی شود و در بر همین پاشنه خواهد چرخید . او از اعضای ادوار تحکیم وحدت هم خواست برای نشان دادن اعتراض خود به بازداشت مهندس موسوی ، تحصنی مسالمت آمیز را جلوی قوه قضاییه یا زندان اوین تشکیل دهند .

پس از سخنرانی دکتر ملکی نوبت به یکی از هواداران جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر رسید . احمد شیرزاد پیش از هر چیز پاسخی به گلایه های ملکی داد و گفت : اگر توقعات حداکثری باشد اما تلاش ها حداقلی ، مشخص است که کار به جایی نمی رسد . روی سخن شیرزاد به طیف کسانی بود که انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته را تحریم کردند و از کاندیداتوری معین حمایت نکردند .

شیرزاد سپس به سناریوهایی اشاره کرد که ممکن است برای مهندس موسوی چیده شده باشند . او گفت ممکن است بخواهند پروژه تواب سازی را درباره مهندس خویینی پیاده کنند اما نباید فراموش کنیم که اقای خویینی قبل از بازداشت اعلام کردند حرف من همان است که بیرون از زندان زده ام.

سخنران بعدی را رضا دلبری مجری جلسه این گونه معرفی کرد :محمد علی عمویی . با سابقه ترین زندانی سیاسی ایران . کسی که سابقه زندانش از کل عمر من بیشتر است .

عمویی با چهره شکسته شده اش و تجربه سی سال زندان پشت تریبون قرار گرفت . او نیز به مانند تقی رحمانی از زندان های دهه 60 آغاز کرد . آنها را با زندان های فعلی مقایسه کرد و گفت وضعیت به مراتب بهتر شده است و اصلا قابل مقایسه با زندان های دهه 60 نیست ولی از یاد نباید برد که بهبود ایجاد شده به خاطر مقاومت و پایداری کسانی بوده که در این سالها افشاگری کرده و از اعدام ها و شکنجه ها پرده برداشته اند . عمویی با نگاهی امیدوار به آینده از حاضران جلسه خواست که برای ازادی مهندس خویینی به عنوان افشاکننده بازداشت گاه های مخفی تمام تلاششان را انجام دهند و این بیت شعر را نیز به پایان سخن اضافه کرد که

 آفتاب زندگی پاینده باد

چشم ما بر طلعت اینده باد

پس از او نوبت احمد باطبی رسید . مشهورترین دانشجوی زندانی 18 تیر 78 ، که در حال سپری کردن 15 سال حبس است و اکنون نیز با مرخصی از زندان بیرون است. او سخنش را با روایت خاطره ای از مهندس موسوی آغاز کرد و گفت : در دیدارهایی که با آقای خویینی داشتم ، همیشه به من می گفت کلمه زندان اوین را به کار نبر ، بگو هتل اوین . بگذار احساس نکنی که در تنگنا هستی .

باطبی سپس پییگری های مهندس موسوی درباره وضع زندانیان سیاسی را عامل اصلی دستگیری او دانست و گفت : پرونده سازی برای مهندس خویینی را از سال 82 آغاز کرده بودند و زمانی که من در سال 82 پس از دیدار با لیگابو ( نماینده حقوق بشر سازمان ملل ) دستگیر شدم ، بازجوها مدام اصرار داشتند که اعتراف کنم دیدارم با لیگابو به توصیه مهندس خویینی بوده است.

پیش از آن که مراسم به پایان برسد ، همسر مهندس خویینی هم خود را به  مراسم رساند .او از دفتر شیرین عبادی می آمد بلکه بتواند کارهای وکالت همسرش را انجام دهد. خانم اسلامی سخنش را با نگرانی از وضیعت جسمی مهندس موسوی آغاز کرد و از  مسوولا ن قضایی در خواست کرد تا همسرش را هر چه زودتر به یک بیمارستان مجهز منتقل کنند .

او سپس از غیر پاسخگو بودن قوه قضاییه گلایه کرد و گفت : از فردا روزی دو ساعت مقابل ساختمان قوه قضاییه خواهم ایستاد تا مسولان این قوه وقتی از پنجره به بیرون نگاه می کنند بدانند که زنی دلنگران همسرش است .

آخرین سخنران مراسم هم کدیور بود .روحانی اصلاح طلبی که او نیز تجربه ماهها زندان رابه اتهام توهین به رهبری و مخالفت با ولایت فقیه در کارنامه دارد.

کدیور روی سخنش را مطابق معمول مقام های طراز اول مملکت قرار داد و خطاب به آنها گفت : شما اعتراض مسالمت آمیز زنان را سرکوب کردید و با بازداشت مهندس موسوی که نمونه یک جوان میانه رو است راه را برای اقدام های زیر زمینی و غیر مسالمت آمیز باز می کنید .

او از رهبران جمهوری اسلامی پرسید که مخالفان سیاست های شما که درصد قابل توجهی از مردم را تشکیل می دهند کجا می توانند مخالفت خود را ابراز کنند . کدیور با ابراز تاسف از این که در 100 سالی که از مشروطه می گذرد هیچ تجمع مسالمت آمیزی در ایران برگزار نشده که با خشونت دولتی متوقف نشده باشد خطاب به دولتمردان ایران گفت : فکر می کنید تا چه زمان می توانید این گونه بر گرده مردم سوار شوید ؟

این جمله پایانی کدیور که با دعایی برای آزادی همه زندانیان همراه بود به جلسه 4 ساعته ادوار تحکیم برای حمایت از آزادی مهندس موسوی خویینی و دانشجویان بازداشت شده ای مانند عابد توانچه و یاشار قاجار پایان داد اما آغاز خوبی بود برای حرکت تازه ای که جریان دانشجویی کشور می تواند آن را دنبال کند . جریانی برای دور هم جمع کردن نیروهای دموکراسی خواه و مدرن تا به قول تقی رحمانی از این پس شاهد قدرت یافتن نیروهای قبل از دموکراسی از دل دعوای اهالی  دموکراسی نباشیم .  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 11:25  توسط مهجاد  |